بدون‌ شك‌ از مؤثرترين‌ روش‌هاي‌ تربيتي‌، روش‌ الگويي‌ و القاي‌ پيام‌ به‌ صورت‌ غيرمستقيم‌ است‌، در روش‌ الگويي‌ و غير مستقيم‌، مخاطبان‌ خود فرصت‌ مي‌يابند كه‌ باانگيزه‌ و تمايل‌ قلبي‌ به‌ موضوع‌ مورد نظر توجه‌ كنند و بدون‌ كمترين‌ فشار ذهني‌ و رواني‌پذيراي‌ پيام‌ شوند. امام‌ حسين‌(ع)، فرهنگ‌ عاشورايي‌ كه‌ براي‌ بشريت‌ به‌ يادگارگذاشت‌ همان‌ قلب‌ هايي‌ است‌ كه‌ خود معنويت‌ را در حد كمال‌ آن‌ دريافته‌ و حقايق‌ رامشاهده‌ كردند و با آن‌ زيستن‌. لذا چنين‌ الگويي‌ كامل‌ در جان‌ و نهاد هر نوجوان‌ و جوان‌،در جاي‌ جاي‌ اين‌ جهان‌ نفوذ و اثر خواهد داشت‌، و كتاب‌هاي‌ درسي‌ يكي‌ از مهمترين‌وسايلي‌ است‌ كه‌ مي‌تواند با ترسيم‌ صحيح‌ و كامل‌ از سيماي‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌عاشواريي‌، نوجوان‌ و جوان‌ را در دست‌يابي‌ به‌ چنين‌ الگويي‌ براي‌ پاسخ‌گويي‌ به‌ نيازهاي‌دروني‌ خويش‌ كمك‌ كند.

جايگاه‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ در اهداف‌ دورة‌راهنمايي‌تحصيلي‌

در رأي‌ صادره‌ در جلسه‌ 1637 شوراي‌ عالي‌ آموزش‌ و پرورش‌ مورخ‌ 29/2/1379چنين‌ آمده‌ است‌:

«در راستاي‌ رسالت‌ و مأموريت‌ آموزش‌ و پرورش‌ و جهت‌ دهي‌ به‌ رشد همة‌ جانبة‌دانش‌آموزان‌ بر پاية‌ تعاليم‌ و دستورات‌ دين‌ مبين‌ اسلام‌، اهداف‌ دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌به‌ شرح‌ زير تعيين‌ مي‌شود. مديران‌، برنامه‌ريزان‌ و همة‌ افرادي‌ كه‌ در تعليم‌ و تربيت‌

دانش‌آموزان‌ نقشي‌ بر عهده‌ دارند، مكلفند در برنامه‌ريزي‌ امور، سازماندهي‌ فعاليت‌ها وانجام‌ وظايف‌ مربوط‌ به‌ گونه‌اي‌ اقدام‌ نمايند كه‌ تا پايان‌ دورة‌ تحصيلي‌ دستيابي‌دانش‌آموزان‌ به‌ اهداف‌ تعيين‌ شده‌ ممكن‌ باشد».

هدف‌هاي‌ تعيين‌ شده‌ در شوراي‌ عالي‌ آموزش‌ و پرورش‌ براي‌ دورة‌ راهنمايي‌تحصيلي‌ شامل‌ 8 فصل‌ و 105 بند است‌.

در فصل‌ اهداف‌ اعتقادي‌ در بندهاي‌ 3، 5، 6، 10، 15 و 16 چنين‌ آمده‌ است‌:

«بند 3: با انبياء و ائمة‌ معصومين‌: آشنايي‌ دارد و به‌ مطالعة‌ زندگي‌ آنها علاقه‌نشان‌ مي‌دهد.

بند 5: به‌ رعايت‌ تولّي‌ و تبرّي‌ توجه‌ دارد.

بند 6: با اولياي‌ دين‌، بزرگان‌ و شخصيت‌هاي‌ اسلامي‌ آشنايي‌ دارد و به‌ مطالعة‌ زندگي‌آنها علاقه‌ نشان‌ مي‌دهد.

بند 10: با تاريخ‌ صدر اسلام‌ آشنا و به‌ آن‌ علاقه‌ نشان‌ مي‌دهد.

بند 15: به‌ انجام‌ امر معروف‌ و نهي‌ از منكر علاقه‌ نشان‌ مي‌دهد.

بند 16:معناي‌ جهاد و شهادت‌ را مي‌داند و به‌ حضور در صحنه‌هاي‌ دفاع‌ از دين‌ علاقه‌نشان‌ مي‌دهد»

و در فصل‌ اهداف‌ اخلاقي‌ در بندهاي‌ 2 و 20 چنين‌ آمده‌ است‌:

«.. بند 2: به‌ ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ علاقه‌ نشان‌ مي‌دهد.

بند 20: خوب‌ را از بد تشخيص‌ مي‌دهد و گرايش‌ به‌ خوبي‌ دارد.»

همچنين‌ در فصل‌ اهداف‌ سياسي‌ در بندهاي‌ 6 و 7 آمده‌ است‌:

«..بند 6: با فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ و شيوة‌ مبارزة‌ پيامبران‌ و ائمة‌ معصومين‌: دردفاع‌ از حق‌، آشنا است‌.

بند 7: داراي‌ روحيه‌ سلحشوري‌ و دفاع‌ از كيان‌ كشور اسلامي‌ است‌».

و در فصل‌ اهداف‌ اجتماعي‌ در بند 3 و 11 ذكر گرديده‌ است‌:

«براي‌ گرفتن‌ حق‌ خود و ديگران‌ تلاش‌ مي‌كند و با معني‌ ايثار آشناست‌ و در مواقع‌لزوم‌ از خود گذشتگي‌ نشان‌ مي‌دهد».

با دقت‌ و تأمل‌ در بندهاي‌ ذكر شده‌ در زمينه‌هاي‌ اعتقادي‌، سياسي‌، اخلاقي‌ واجتماعي‌ اهداف‌ دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌ مي‌توان‌ مشاهده‌ نمود كه‌ يكايك‌ آنها باسيماي‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ تطبيق‌ و هماهنگي‌ دارند. و بسياري‌ از آنهادر فرهنگ‌ عاشورايي‌ امام‌ حسين‌(ع) تجلي‌ پيدا نموده‌ است‌. اگر به‌ حقيقت‌ در پي‌ دست‌يافتن‌ به‌ اين‌ اهداف‌ هستيم‌، بايد سيماي‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ دركتاب‌هاي‌ درسي‌ دورة‌ راهنمايي‌ بسيار پر رنگ‌ و جذاب‌ ترسيم‌ شده‌ باشد.

الگو پذيري‌ بارزترين‌ ويژگي‌ دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌

الگو در زبان‌ فارسي‌ مترادف‌ اسوه‌ به‌ زبان‌ عربي‌ است‌. راغب‌ اصفهاني‌ در «مفردات‌»اسوه‌ را چنين‌ تعريف‌ كرده‌ است‌:

«اسوه‌ بر وزن‌ قدوه‌ و اسوه‌ بر وزن‌ قدره‌، حالتي‌ است‌ كه‌ انسان‌ به‌ هنگام‌ پيروزي‌ از غيرخودش‌ پيدا مي‌كند. اگر آن‌ غير خوب‌ باشد، الگوي‌ خوب‌ و اگر بد باشد، الگوي‌ بد براي‌انسان‌ فراهم‌ مي‌شود.»

انسان‌ها بيش‌ از حرف‌ها و نوشته‌ها، از اشخاص‌ و عملكردها الگو مي‌گيرند، تأثيرگذاري‌ يك‌ حادثه‌ يا الگوي‌ رفتاري‌ بر انديشه‌ها و عمل‌هاي‌ مردم‌، بيش‌ از گفتار است‌. ازاين‌ رو در قرآن‌ كريم‌ كساني‌ به‌ عنوان‌ «اسوه‌» معرفي‌ شده‌اند، به‌ ويژه‌ بخش‌هايي‌ كه‌ به‌نيكي‌، ايمان‌، صبر، مجاهدت‌، ايثار، و اطاعت‌ فرزانگان‌ اشاره‌ شده‌، همه‌ براي‌ معرفي‌الگوست‌.

الگو سازي‌ در همة‌ سنين‌ در انتقال‌ و دروني‌ كردن‌ ارزش‌ها نقش‌ بسيار مهمي‌ را به‌عهده‌ دارد. اما به‌ نظر «موريس‌ دبس‌» معرفي‌ الگو در دورة‌ بلوغ‌ داراي‌ اهميت‌ خاصي‌است‌. وي‌ اهميت‌ اين‌ مسأله‌ را چنين‌ بيان‌ مي‌كند:

«در دورة‌ بلوغ‌ ارزش‌هاي‌ اخلاقي‌ به‌ اصول‌ تبديل‌ نمي‌شود، بلكه‌ در وجود سرمشق‌هاي‌ انساني‌ تجلي‌ مي‌كند و صورت‌ هايي‌ به‌ خود مي‌گيرد كه‌ نوجوانان‌ سعي‌مي‌كنند به‌ هيأت‌ آنها در آيند نوجوانان‌ اين‌ اشخاص‌ نمونه‌ را آئينه‌ آرمان‌ و كمال‌ مي‌دانندكه‌ خود آنها را حس‌ مي‌كنند».

در الگو سازي‌ عملاً نمونة‌ رفتار و كردار مطلوب‌ در معرض‌ ديد فرد قرار مي‌گيرد وموقعيت‌ اجتماعي‌ او را دگرگون‌ مي‌كند تا او به‌ پيروي‌ بپردازد و حالت‌ نيكويي‌، مطابق‌ باآن‌ عمل‌ نمونه‌ در خويش‌ پديد آورد. از روش‌ الگوسازي‌ در روان‌شناسي‌ اجتماعي‌ به‌ نام‌«همانند سازي‌» ياد مي‌شود؛ يعني‌ شخص‌ سعي‌ مي‌كند با شخص‌ يا اشخاصي‌ كه‌ به‌نظرش‌ شخصيت‌ قابل‌ قبول‌ دارند، رابطة‌ رضايت‌ بخش‌ برقرار كند و خود را همانند آن‌فرد با افراد سازد و نگرش‌ها، ويژگي‌هاي‌ رفتاري‌ و هيجان‌هاي‌ آن‌ فرد يا اشخاصي‌ رابراي‌ خود سر مشق‌ قرار دهد. چون‌ اگر فرد شخص‌ يا گروهي‌ را بپسندد، اين‌ تمايل‌ در اوپديد مي‌آيد كه‌ نفوذ آن‌ شخص‌ يا گروه‌ را بپذيرد و ارزش‌ها و نگرش‌هاي‌ خود را باارزش‌ها و نگرش‌هاي‌ آن‌ شخص‌ يا گروه‌ هماهنگ‌ سازد. اين‌ عمل‌ به‌ دليل‌ كسب‌ پاداش‌يا اجتناب‌ از تنبيه‌ نيست‌، بلكه‌ براي‌ اين‌ است‌ كه‌ با آن‌ شخص‌ همانند شود.

همان‌ طوري‌ كه‌ در سطور پيشين‌ نيز اشاره‌ شد، در روان‌شناسي‌ رشد، سنين‌ نوجواني‌در حدود 13 و 14 سالگي‌، با تغييراتي‌ به‌ شكل‌ گرايش‌ به‌ مذهب‌، عدالت‌ خواهي‌ و نشان‌دادن‌ تمايلات‌ معنوي‌، مشخص‌ گرديده‌ است‌. لذا نوجوان‌ به‌ دنبال‌ يافتن‌ الگويي‌ مناسب‌و مطلوب‌ براي‌ پاسخ‌ دادن‌ به‌ اين‌ نيازهاي‌ دروني‌ است‌.

فوائد و اثرات‌ الگو سازي‌ از امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌

تاريخ‌ اسلام‌ و شخصيت‌هاي‌ برجستة‌ اسلامي‌ براي‌ مسلمانان‌ در همة‌ دوره‌ها الگوبوده‌ است‌. تعاليم‌ دين‌ ما و اولياء مكتب‌ نيز توصيه‌ كرده‌اند كه‌ از نمونه‌هاي‌ متعالي‌ وبرجسته‌ در زمينه‌هاي‌ اخلاق‌ و كمال‌، سرمشق‌ بگيريم‌. در ميان‌ حوادث‌ تاريخ‌،«عاشورا»و «شهداي‌ كربلا» و فرهنگ‌ عاشورايي‌ از ويژگي‌ خاصي‌ برخوردارند و اين‌حماسة‌ ماندگار و تك‌ تك‌ حماسه‌ آفرينان‌ عاشورا، الگوي‌ انسان‌هاي‌ حق‌ طلب‌ و ظلم‌سيتز بوده‌ و خواهد بود.

امام‌ حسين‌(ع) حركت‌ خويش‌ را در مبارزه‌ با طاغوت‌ عصر خودش‌، براي‌ مردمان‌سرمشق‌ و الگو مي‌داند و مي‌فرمايد:

«فَلَكُم‌ْ في‌ اُسْوَة‌؛ من‌ الگوي‌ شما هستم‌»

نهضت‌ عاشورا، الهام‌ گرفته‌ از راه‌ انبيا و مبارزات‌ حق‌ جويان‌ تاريخ‌ و در همان‌ مسيراست‌. در تاريخ‌ اسلام‌ نيز، بسياري‌ از قيام‌هاي‌ ضد ستم‌ و نهضت‌هاي‌ آزادي‌ بخش‌، باالهام‌ از حركت‌ عزت‌ آفرين‌ عاشورا شكل‌ گرفت‌ و به‌ ثمر رسيد.

رهبر هندوستان‌ مهاتما گاندي‌ مي‌گويد:

«من‌ زندگي‌ امام‌ حسين‌(ع)، آن‌ شهيد بزرگ‌ اسلام‌ را به‌ دقت‌ خوانده‌ام‌ و توجه‌ كافي‌به‌ صفحات‌ كربلا نموده‌ام‌ و بر من‌ روشن‌ شده‌ است‌ كه‌ اگر هندوستان‌ بخواهد يك‌ كشورپيروز گردد، بايستي‌ از سرمشق‌ امام‌ حسين‌(ع) پيروي‌ كند».

رهبر پاكستان‌، محمد علي‌ جناح‌ نيز گفته‌ است‌:

«هيچ‌ نمونه‌اي‌ از شجاعت‌، بهتر از آن‌ كه‌ امام‌ حسين‌ (ع) از لحاظ‌ فداكاري‌ و تهورنشان‌ داد، در عالم‌ پيدا نمي‌شود. به‌ عقيدة‌ من‌ تمام‌ مسلمين‌ بايد از سرمشق‌ اين‌شهيدي‌ كه‌ خود را در سرزمين‌ عراق‌ قربان‌ كرد، پيروي‌ نمايند».

امام‌ خميني‌1 در الگو و اسوه‌ بودن‌ عاشورا براي‌ نهضت‌ پانزده‌ خرداد مي‌فرمايد:

«ملت‌ عظيم‌ الشأن‌، در سالروز شوم‌ اين‌ فاجعه‌ انفجارآميزي‌ كه‌ مصادف‌ با پانزده‌خرداد 42 بود، با الهام‌ از عاشورا آن‌ قيام‌ كوبنده‌ را به‌ بار آورد. اگر عاشورا و گرمي‌ و شورانفجاري‌ آن‌ نبود، معلوم‌ نبود چنين‌ قيامي‌ بدون‌ سابقه‌ و سازماندهي‌ واقع‌ مي‌شد. واقعة‌عظيم‌ عاشورا از 61 هجري‌ تا خرداد 42 و از آن‌ قيام‌ عالمي‌ بقية‌الله ارواحنا لمقدمه‌ الفداءدر هر مقطع‌، انقلاب‌ ساز است‌».

تأثير پذيري‌ و الگوگيري‌ حضرت‌ امام‌ خميني‌1 از نهضت‌ عاشورا و شخص‌ امام‌حسين‌(ع) و ستم‌ ستيزي‌ و ذلت‌ ناپذيري‌ او كاملاً روشن‌ است‌. قيام‌ عاشورا برشكل‌گيري‌ حركت‌هاي‌ مردمي‌ در سال‌ 1357. تأثير مستقيم‌ داشت‌. خصوصاً در موردتبديل‌ شدن‌ عزاداري‌ عاشورا و تاسوعاي‌ آن‌ سال‌ به‌ يك‌ مانور بزرگ‌ انقلابي‌، كه‌ موجب‌فرار طاغوت‌ از كشور ايران‌ شد و انقلاب‌ اسلامي‌ را به‌ پيروزي‌ نزديك‌تر نمود.

تأثير واقعة‌ كربلا بر مقاومت‌ مردم‌ ايران‌ در دوران‌ هشت‌ سال‌ دفاع‌ مقدس‌ در جنگ‌تحميلي‌، آن‌ قدر زياد بود كه‌ جوانان‌ با ياد امام‌ حسين‌(ع) و شعارهاي‌ او با الگوگيري‌ ازياران‌ و فرزندان‌ آن‌ امام‌ همام‌، به‌ ميدان‌ مي‌رفتند و حماسه‌ها مي‌آفريدند و تا پاي‌ جان‌مي‌ايستادند و شربت‌ شيرين‌ شهادت‌ را مي‌نوشيدند. فرهنگ‌ عاشورا، يكي‌ از عوامل‌معنوي‌ و فرهنگي‌ تأثير گذار در پيروزي‌ هشت‌ سال‌ دفاع‌ مقدس‌ است‌. در يك‌ نمونة‌آماري‌ از وصيت‌ نامه‌ شهيدان‌ كه‌ مورد تحقيق‌ قرار گرفته‌، 400 درصد به‌ امام‌ حسين‌(ع)استناد شده‌ است‌. يعني‌ در هر وصيت‌ نامه‌ به‌ صورت‌ ميانگين‌، حداقل‌ چهار بار يا اسم‌امام‌ حسين‌(ع) برده‌ شده‌ يا كربلا يا عاشورا يا حضرت‌ زينب‌3 يا حضرت‌ علي‌اكبر(ع) يا حضرت‌ ابوالفضل‌(ع) و اقتدا كردن‌ و الگو قرار دادن‌ آن‌ها.

مقاومت‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ و كارگزاران‌ نظام‌ در مقابل‌ استكبار جهاني‌، متأثّر از بُعدسياسي‌ نهضت‌ عاشورا و فرهنگ‌ عاشورايي‌ است‌. به‌ طوري‌ كه‌ با وجود قدرتمندي‌ دشمن‌هيچ‌ هراسي‌ به‌ دل‌ راه‌ نمي‌دهند و مردانه‌ و شجاعانه‌ با شهامت‌ تمام‌ ايستاده‌اند.

مردم‌ مقاوم‌ لبنان‌ به‌ واسطة‌ الگو قرار دادن‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌توانستند اسرائيل‌ را از خاك‌ خود بيرون‌ كنند. آنها با انجام‌ 200 عمليات‌ استشهادي‌دشمن‌ را مجبور به‌ عقب‌ نشيني‌ كردند. دكتر حسن‌ رحيم‌ پور ازغدي‌ در جمع‌ دانشجويان‌دانشگاه‌ مشهد در اين‌ رابطه‌ مي‌گويد:

«جوانان‌ فلسطيني‌ و لبناني‌ دفاع‌ را از شما (ملت‌ عاشورايي‌ ايران‌) آموختند. ازشهرهاي‌ فلسطين‌ اشغالي‌، اهل‌ سنت‌ براي‌ تلويزيون‌ المنار نامه‌ مي‌نويسند اين‌حسين‌(ع) كه‌ لبنان‌ را آزاد كرد، مي‌شود فلسطين‌ را هم‌ آزاد كند، زيرا حزب‌ الله لبنان‌ بانام‌ امام‌ حسين‌(ع) عمليات‌ استشهادي‌ انجام‌ مي‌دادند.»

آموزه‌هاي‌ فرهنگ‌ عاشورايي‌

مقام‌ معظم‌ رهبري‌ در ديدار با نيروهاي‌ مقاومت‌ بسيج‌ در تاريخ‌ 23/4/1371، درمورد درس‌ها و عبرت‌هاي‌ عاشورا فرمودند: «اين‌ حادثه‌ عظيم‌ از دو جهت‌ قابل‌ تأمل‌ وتدبر است‌.

جهت‌ اول‌ درس‌هاي‌ عاشوراست‌. عاشورا پيام‌ها و درس‌ هايي‌ دارد. عاشورا به‌ ما درس‌مي‌دهد كه‌ براي‌ حفظ‌ دين‌ بايد فداكاري‌ كرد... جهت‌ دوم‌ از جهات‌ مربوط‌ به‌ حادثة‌عاشورا، عبرت‌هاي‌ عاشورا است‌... اولين‌ عبرتي‌ كه‌ در قضية‌ عاشورا ما را متوجه‌ خودمي‌كند، اين‌ است‌ كه‌ ببينيم‌ چه‌ شد كه‌ پنجاه‌ سال‌ بعد از درگذشت‌ پيغمبر(ع) جامعة‌اسلامي‌ به‌ آن‌ حد رسيد كه‌ مثل‌ امام‌ حسين‌(ع) ناچار شد براي‌ نجات‌ جامعه‌ اين‌ چنين‌فداكاري‌ بكند... ببينيم‌ چه‌ شد فردي‌ مثل‌ يزيد بر جامعه‌ اسلامي‌ حاكم‌ شد...»

فرهنگ‌ عاشورايي‌ داراي‌ آموزه‌هاي‌ اخلاقي‌، سياسي‌، اجتماعي‌، و احساسي‌ و...مي‌باشد كه‌ ما در اين‌ نوشتار به‌ برخي‌ از آنها به‌ صورت‌ فهرست‌وار اشاره‌ مي‌كنيم‌. از اين‌آموزه‌ها با توجه‌ به‌ اهداف‌ دورة‌ راهنمايي‌ مي‌توان‌ در جهت‌ تدوين‌ كتاب‌ درسي‌ اين‌ دوره‌استفاده‌ نمود.

آموزه‌هاي‌ سياسي‌

حركت‌ و نهضت‌ امام‌ حسين‌(ع) يك‌ جنبش‌ خصوصي‌ و يا خانوادگي‌ نبود، بلكه‌حركتي‌ عظيم‌ و انقلابي‌ عليه‌ حكومت‌ وسيع‌ بني‌ اميه‌ بود و از اين‌ رو يك‌ حركت‌ سياسي‌محسوب‌ مي‌شود كه‌ از جهات‌ گوناگون‌ مي‌تواند سرمشق‌ و الگوي‌ سياسي‌ جوامع‌ باشد ودر خود آموزه‌هاي‌ سياسي‌ بسياري‌ را دارد از جمله‌:

1ـ رعايت‌ تعهدات‌ و پيمان‌هاي‌ سياسي‌ 2ـ چگونگي‌ مذاكرات‌ سياسي‌ 3ـ علل‌ قيام‌امام‌ حسين‌(ع) 4ـ مراحل‌ برخورد با يك‌ حكومت‌ ستمگر و جبّار 5ـ عدم‌ پذيرش‌ ذلت‌سياسي‌ 6ـ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر 7ـ طرح‌ مسئله‌ مهم‌ رهبري‌ ديني‌ و رهبران‌ حق‌.

آموزه‌هاي‌ نظامي‌

وقتي‌ انسان‌ از ديدگاه‌ نظامي‌ به‌ قيام‌ عاشورا نظر مي‌كند، به‌ نكات‌ ظريفي‌ برخوردمي‌كند كه‌ امام‌ حسين‌(ع) به‌ آنها توجّه‌ كرده‌ است‌ و به‌ نظر مي‌رسد كه‌ او افسري‌ نظامي‌است‌ كه‌ در دانشكده‌هاي‌ افسري‌ بزرگ‌ جهان‌، دوره‌هاي‌ عالي‌ نظامي‌ و فرماندهي‌ راگذرانده‌ است‌. برنامه‌هاي‌ نظامي‌ امام‌ حسين‌(ع) در قيام‌ عاشورا آموزه‌هاي‌ زيادي‌ داردكه‌ به‌ برخي‌ از آنها اشاره‌ مي‌كنيم‌:

1ـ رعايت‌ تاكتيك‌هاي‌ نظامي‌ و مسائل‌ امنيتي‌ و حفاظتي‌ 2ـ نظم‌ در سپاه‌ وفرماندهي‌ 3ـ حفظ‌ روحية‌ نيروهاي‌ رزمنده‌ 7ـ رعايت‌ نكات‌ امنيتي‌ در فرستادن‌ نامه‌ وسفير 8ـ ايجاد اميد به‌ آينده‌ در دل‌ رزمندگان‌ 9ـ مجهز كردن‌ سپاه‌ از نظر تداركات‌ ومسائل‌ اقتصادي‌ و... .

آموزه‌هاي‌ اخلاقي‌

يكي‌ از ابعاد آموزنده‌ قيام‌ امام‌ حسين‌(ع) نكات‌ اخلاقي‌ بود كه‌ ايشان‌ و يارانشان‌ درمراحل‌ مختلف‌ رعايت‌ مي‌كردند. اين‌ نكته‌هاي‌ اخلاقي‌ عاشورا، آموزنده‌ و سرمشق‌ همة‌پيروان‌ امام‌ حسين‌(ع) در طول‌ تاريخ‌ است‌.

در اين‌ نوشتار به‌ بعضي‌ از آنها اشاره‌ مي‌كنيم‌:

1 ـ رعايت‌ ادب‌ 2ـ انصاف‌ و عدالت‌ 3ـ علاقه‌ و محبت‌ به‌ ياران‌ و اهل‌ بيت‌:

4ـ راستي‌ با اصحاب‌ 5 ـ خدمت‌ به‌ فقرا و يتيمان‌ 6 ـ اهميت‌ به‌ نماز 7 ـ علاقه‌ به‌ تلاوت‌قرآن‌ 8 ـ آزادگي‌ و آزادمنشي‌ 9 ـ غيرت‌ 10 ـ شهادت‌طلبي‌ 11 ـ جاذبة‌ قوي‌

12ـ صبر و استقامت‌ 13 ـ اخلاص‌ در هدف‌ 14 ـ الگوي‌ شجاعت‌ و شهامت‌ و... .

سيماي‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ در كتاب‌هاي‌ درسي‌

در كتاب‌هاي‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ و تعليمات‌ ديني‌ دورة‌ راهنمايي‌

الف‌ ـ سال‌ اول‌ راهنمايي‌

در درس‌ چهارم‌ اين‌ كتاب‌ با موضوع‌ «انتقال‌ به‌ جهان‌ آخرت‌» در بارة‌ جهان‌ پس‌ ازمرگ‌ و چگونگي‌ آن‌ در نظر اهل‌ ايمان‌ و كفر... مطالبي‌ عنوان‌ گرديده‌ است‌. در قسمتي‌ ازاين‌ مطالب‌ حديثي‌ از امام‌ حسين‌(ع) در مورد مرگ‌ و چگونگي‌ انتقال‌ به‌ جهان‌ آخرت‌ذكر گرديده‌ است‌:

«...امام‌ حسين‌(ع) در روز و شب‌ عاشورا به‌ ياران‌ وفادار خود كه‌ در انتظار شهادت‌نشسته‌ بودند، فرمود: اي‌ ياران‌ وفادار من‌، اي‌ بلند پايگان‌، در جهاد با دشمن‌ و دفاع‌ ازدين‌ پايداري‌ كنيد و بدانيد كه‌ مرگ‌ همانند پلي‌ است‌ كه‌ شما را از سختي‌ها و دشواري‌هامي‌رهاند و به‌ جهان‌ جاويدان‌ منتقل‌ مي‌كند. آيا كسي‌ پيدا مي‌شود كه‌ نخواهد از يك‌زندان‌ دردناك‌ به‌ جايگاهي‌ آباد و غني‌ و باغي‌ زيبا منتقل‌ شود؟ ولي‌ مرگ‌ براي‌ دشمنان‌شما همانند پلي‌ است‌ كه‌ آنها را از كاخ‌ زيبا به‌ زنداني‌ سخت‌ و دردناك‌ منتقل‌ مي‌سازد.»

هم‌ چنين‌ در درس‌ 22 كتاب‌ مذكور با موضوع‌ «نماز را با جماعت‌ بخوانيم‌» در موردهدايت‌ و آثار پُربار برگزاري‌ نماز جماعت‌ مطالبي‌ ذكر شده‌ است‌. در قسمتي‌ از اين‌ مطالب‌به‌ برگزاري‌ نماز جماعت‌ توسط‌ امام‌ حسين‌(ع) و يارانش‌ در عاشورا اشاره‌ گرديده‌ است‌:

«...امام‌ حسين‌(ع) روز عاشورا در اوج‌ جنگ‌، به‌ نماز ايستاد و با عده‌اي‌ از ياران‌شجاع‌ و وفادارش‌ آخرين‌ نماز جماعت‌ خود را اقامه‌ فرمود.»

ب‌ ـ سال‌ دوم‌ راهنمايي‌

در اين‌ كتاب‌ هيچ‌ مطلبي‌ در مورد سيماي‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌مشاهده‌ نشد.

ج‌ ـ سال‌ سوم‌ راهنمايي‌

در درس‌ نهم‌ اين‌ كتاب‌ با موضوع‌ «اجتهاد و رهبري‌» در مورد مفهوم‌ اجتهاد و رهبري‌و ويژگي‌هاي‌ هريك‌ مطالبي‌ عنوان‌ شده‌ است‌. در قسمتي‌ از اين‌ مطالب‌ به‌ حديثي‌ از امام‌حسين‌(ع) دربارة‌ ويژگي‌هاي‌ فقيه‌ اشاره‌ شده‌ است‌:

«...امام‌ حسين‌(ع) مي‌فرمايد: اجراي‌ امور و قوانين‌ دين‌ در دست‌ فقيهاني‌ است‌ كه‌بر حلال‌ و حرام‌ دين‌ امين‌ باشند.»

در درس‌ چهاردهم‌ اين‌ كتاب‌ با موضوع‌ «اهل‌ بيت‌ پيامبر، حاملان‌ علوم‌ الهي‌» نيز، درمورد اهل‌ بيت‌: به‌ عنوان‌ جانشينان‌ پيامبر و حاملان‌ علوم‌ الهي‌ مطالب‌ آموزنده‌اي‌درج‌ گرديده‌ است‌. در قسمتي‌ از اين‌ مطالب‌ به‌ امامت‌ امام‌ حسين‌(ع) و اولادش‌ اشاره‌شده‌ است‌:

«...آن‌ گاه‌ رسول‌ خدا به‌ فرزندم‌ حسن‌ اشاره‌ كرد و فرمود: اول‌ آن‌ها، حسن‌ است‌.سپس‌ نگاهي‌ به‌ حسين‌ نمود و فرمود: دومين‌ آن‌ها حسين‌ است‌. و بقيه‌، از اولاد حسين‌هستند.

امام‌ صادق‌(ع) فرمود: حديث‌ من‌ حديث‌ پدرم‌ است‌ و حديث‌ پدرم‌ حديث‌ جدّم‌ وحديث‌ جدّم‌، حديث‌ امام‌ حسين‌ و حديث‌ امام‌ حسين‌، حديث‌ امام‌ حسن‌ و حديث‌ امام‌حسن‌، حديث‌ پدرش‌ اميرالمؤمنين‌ و حديث‌ اميرالمؤمنين‌، حديث‌ رسول‌ خدا و حديث‌رسول‌ خدا، قول‌ خداي‌ متعال‌ است‌.»

هم‌ چنين‌ در درس‌ پانزدهم‌ كتاب‌ مذكور با موضوع‌ «رفتار ائمه‌ در برابر خلفاي‌ جور» درمورد سيرة‌ عملي‌ و رفتار ائمه‌: در برابر رفتار ظالمانه‌ و ضد اسلامي‌ خلفاي‌ جور زمان‌خودشان‌ مطالبي‌ آورده‌ شده‌ است‌. در قسمتي‌ از اين‌ مطالب‌ به‌ رفتار امام‌ حسين‌(ع) درمقابل‌ بني‌اميه‌ اشاره‌ شده‌ است‌:

«... امام‌ حسين‌(ع) براي‌ رسوا كردن‌ حكومت‌ بني‌ اميه‌، مصلحت‌ اسلام‌ و مسلمانان‌را در اين‌ ديد كه‌ قيام‌ كند و به‌ جهانيان‌ بفهماند كه‌ فرزند پيغمبر با حكومت‌ ضد اسلامي‌يزيد مخالف‌ است‌ و با آن‌ مبارزه‌ مي‌كند؛ حتي‌ اگر خود و فرزندانش‌ (وحتي‌ فرزندشيرخوارش‌) در اين‌ جهاد مقدس‌ به‌ شهادت‌ رسند. امامان‌ ديگر هدف‌ امام‌ حسين‌(ع)را پي‌گيري‌ كردند و هر يك‌ با توجه‌ به‌ اوضاع‌ و شرايط‌ ويژه‌اي‌ كه‌ با آن‌ رو به‌ رو بود،شيوه‌هاي‌ مناسبي‌ را در پيش‌ گرفت‌.

... امام‌ خميني‌1 مي‌فرمايد: شهادت‌ اميرالمؤمنين‌(ع) و نيز امام‌ حسين‌(ع) وحبس‌ و شكنجه‌ و تبعيد و مسموميت‌هاي‌ ائمه‌: همه‌ در جهت‌ مبارزات‌ سياسي‌شيعيان‌ عليه‌ ستمگرها بوده‌ است‌ و در يك‌ كلمه‌، مبارزه‌ و فعاليت‌ سياسي‌ بخش‌ مهمي‌ ازمسئوليت‌هاي‌ مذهبي‌ است‌.»

در درس‌ شانزدهم‌ اين‌ كتاب‌ نيز با موضوع‌ «شيعه‌ و سني‌» در مورد عقيده‌ دو دستة‌بزرگ‌ مسلمانان‌ يعني‌ شيعه‌ و سني‌ در مورد جانشيني‌ پيامبر(ص) مطالبي‌ آمده‌ است‌. درقسمتي‌ از اين‌ مطالب‌ به‌ امامت‌ امام‌ حسين‌(ع) اشاره‌ شده‌ است‌:

«... حضرت‌ علي‌ بن‌ ابيطالب‌ هم‌ به‌ امر پيامبر(ص) امامان‌ بعد از خود ـ به‌ ويژه‌ امام‌بعد از خود، حضرت‌ امام‌ حسن‌(ع) ـ را به‌ مردم‌ معرفي‌ فرمود و امام‌ حسن‌ برادرش‌ امام‌حسين‌ را به‌ سفارش‌ پيامبر و به‌ امر خدا براي‌ امامت‌ معرفي‌ نمود. امام‌ حسين‌ هم‌ به‌سفارش‌ پيامبر و به‌ امر خدا، فرزندش‌ امام‌ سجاد(ع) رابه‌ امامت‌ معرفي‌ كرد و به‌ اين‌ترتيب‌، تا امام‌ دوازدهم‌، هر امامي‌ امام‌ بعد از خود را تعيين‌ ومعرفي‌ فرمود.»

جدول‌ شماره‌ يك‌: ميزان‌ ترسيم‌ سيماي‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌

در كتب‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ و تعليمات‌ ديني‌ دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌

تعداد سطرهاي‌ مربوط‌ به‌ امام‌ حسين‌(ع‌) و فرهنگ‌ عاشورايي‌

تعداد صفحات‌

پايه‌

10 سطر (نصف‌ صفحه‌)

108

اول‌

هيچ‌ مطلبي‌ مربوط‌ به‌ امام‌ حسين‌(ع‌) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ مشاهده‌ نگرديد.

108

دوم‌

22 سطر (يك‌ صفحه‌)

114

سوم‌

نتيجه‌:

با توجه‌ به‌ جدول‌ بالا در ميان‌ كتاب‌هاي‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ و تعليمات‌ ديني‌ دورة‌راهنمايي‌ كه‌ در مجموع‌ 330 صفحه‌ مي‌باشد، حدود دو صفحه‌ مطلب‌ در مورد امام‌حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ وجود دارد.

سيماي‌ امام‌حسين‌ و فرهنگ‌ عاشورايي‌ در كتب‌ ادبيات‌ فارسي‌ دورة‌راهنمايي‌ تحصيلي‌

الف‌) فارسي‌ اول‌ راهنمايي‌

در درس‌ سوم‌ با موضوع‌ «چشمان‌ مادر بزرگ‌»، خاطرة‌ مادر بزرگي‌ از دوران‌ شكوهمندانقلاب‌ اسلامي‌ درج‌ گرديده‌ است‌. در قسمتي‌ از اين‌ خاطره‌ به‌ «اربعين‌ حسيني‌» اشاره‌شده‌ است‌:

«... در راه‌پيمايي‌ با شكوه‌ 29 دي‌، سال‌ 57 كه‌ مصادف‌ با اربعين‌ حسيني‌ بود، درآغوش‌ عمو ابراهيم‌ به‌ راه‌پيمايي‌ رفتي‌....»

هم‌ چنين‌ در درس‌ دوازدهم‌ كتاب‌ مذكور با موضوع‌ «سرزمين‌ افتخار و حماسه‌» درمورد ويژگي‌هاي‌ مردم‌ غيور آذربايجان‌ مطالبي‌ ذكر شده‌ است‌. در قسمتي‌ از اين‌ مطالب‌به‌ تجمع‌ مردم‌ در مراسم‌هاي‌ مذهبي‌ از جمله‌ مُحرم‌ اشاره‌ شده‌ است‌:

«...گسترده‌ترين‌ و پرشورترين‌ تجمع‌ مردم‌ در مراسم‌ مذهبي‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد.ماه‌هاي‌ محرم‌ و صفر و رمضان‌، تكيه‌ها و مسجدها از جمعيت‌ مالامال‌ مي‌شود....»

ب‌) فارسي‌ سال‌ دوم‌ راهنمايي‌

در درس‌ چهارم‌ اين‌ كتاب‌ با موضوع‌ «فرماندة‌ من‌» خاطره‌اي‌ از فداكاري‌ها وايثارگري‌ها هشت‌ سال‌ دفاع‌ مقدس‌ درج‌ گرديده‌ است‌. در قسمتي‌ از اين‌ خاطره‌ به‌ نام‌مقدس‌ امام‌ حسين‌(ع) اشاره‌ شده‌ است‌: «... خم‌ شد و دست‌ هايش‌ را به‌ سوي‌ بدن‌ بي‌جان‌ فرمانده‌ دراز كرد. كتاب‌ كوچك‌ دعا، تسبيح‌، سربند سبز «يا حسين‌ شهيد» و چندبرگه‌ يادداشت‌ و بالاخره‌ قرآن‌ جيبي‌ كه‌ عكس‌ مادر و پدر پيرش‌ در آن‌ بود...».

ج‌) فارسي‌ سال‌ سوم‌ راهنمايي‌

در درس‌ يازدهم‌ اين‌ كتاب‌ با موضوع‌ «سفري‌ به‌ شهر بادگيرها» مطلبي‌ از كتاب‌ارزيابي‌ شتاب‌ زده‌ نوشتة‌ جلال‌ آل‌ احمد آورده‌ شده‌ است‌. در قسمتي‌ از اين‌ مطالب‌ به‌محرم‌ در يزد اشاره‌ شده‌ است‌:

«...يزد از يك‌ نظر موزة‌ ابزار عزاداري‌هاي‌ محرم‌ است‌. سه‌ چهار تا نخل‌ بزرگ‌ درگوشه‌ و كنار شهر است‌. در روزگاري‌ كه‌ آسمان‌ شهر را شبكه‌ بندي‌ درهم‌ و برهم‌ سيم‌كشي‌هاي‌ برق‌ و تلفن‌ مغشوش‌ نكرده‌ بود، براي‌ حركت‌ دادن‌ هر كدام‌ از آن‌ها دست‌ِ كم‌صد مرد لازم‌ بود....»

همچنين‌ در درس‌ هفدهم‌ كتاب‌ مذكور با موضوع‌ «نمايش‌ در ايران‌» مطالبي‌ در موردتعزيه‌ آورده‌ شده‌ است‌:

«از ديرباز در ايران‌ گونه‌اي‌ نمايش‌ اجرا مي‌شده‌ است‌ كه‌ به‌ آن‌ «تعزيه‌» يا «شبيه‌خواني‌» مي‌گويند. منشأ تعزيه‌، اجراي‌ مراسم‌ سوگواري‌ براي‌ شخصيت‌هاي‌ اسطوره‌اي‌در ايران‌ قديم‌ است‌. اما امروزه‌ منظور از آن‌، نمايش‌هاي‌ مذهبي‌ و به‌ نمايش‌ در آوردن‌واقعة‌ كربلاست‌.

تعزيه‌ زير نظر شبيه‌ گردان‌ يا تعزيه‌ گردان‌ اجرا مي‌شود. وي‌ نسخه‌هاي‌ تعزيه‌ راتنظيم‌ و لباس‌ اشخاص‌ مختلف‌ نمايش‌ را تعيين‌ مي‌كند. هم‌ چنين‌ تنظيم‌ صحنه‌ وتوزيع‌ نقش‌ها را به‌ عهده‌ دارد. هنگام‌ نمايش‌ تعزيه‌ نيز، با اشارة‌ دست‌ و عصا، شبيه‌ها ودسته‌هاي‌ موسيقي‌ را هدايت‌ مي‌كند و به‌ آنان‌ دستورهاي‌ لازم‌ را مي‌دهد. در قديم‌ هرسال‌ در دو ماه‌ محرم‌ و صفر اجرا مي‌گرديد، هم‌ اكنون‌ نيز در بعضي‌ روستاها و شهرهاي‌كوچك‌ اجرا مي‌شود. تعزيه‌ خوان‌ها مطالب‌ خود را به‌ شعر و آواز خوش‌ مي‌خوانند. آوازهامناسب‌ با موقع‌ و مقام‌ و روحيّه‌ شبيه‌ است‌. در تعزيه‌ چهره‌ آرايي‌ مرسوم‌ نيست‌ امّا بايدصورت‌ اشخاص‌ با نقشي‌ كه‌ به‌ عهده‌ دارند، متناسب‌ باشد، مثلاً براي‌ مخالف‌ خوان‌هامثل‌ شمر و يزيد چهره‌هاي‌ خشن‌ انتخاب‌ مي‌كنند.

در اواخر دورة‌ قاجار براي‌ ترويج‌ تعزيه‌ كوشش‌ فراواني‌ شد. در اين‌ دوره‌ شبيه‌ خواني‌ رابا تشريفات‌ مفصل‌ و با شكوه‌ بسيار در محلي‌ به‌ نام‌ تكية‌ دولت‌ اجرا مي‌كردند.»

در قسمت‌ «اَعلام‌» كتاب‌ فارسي‌ سال‌ سوم‌ راهنمايي‌ در مورد كلمه‌ «كربلا» چنين‌آمده‌ است‌:

«شهري‌ در كنار رودخانة‌ فرات‌ كه‌ امروز جزء كشور عراق‌ است‌. كربلا در سال‌ 61بياباني‌ بوده‌ است‌. پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ امام‌ حسين‌(ع) مورد توجه‌ شيعيان‌ قرار گرفت‌و پس‌ از بناي‌ مرقد شهدا، به‌ تدريج‌ مركز جمعيت‌ شد.»

جدول‌ شمارة‌ 2: ميزان‌ ترسيم‌ سيماي‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ دركتب‌ فارسي‌ دورة‌

راهنمايي‌ تحصيلي‌

تعداد سطرهاي‌ مربوط‌ به‌ امام‌ حسين‌(ع‌) و فرهنگ‌ عاشورايي‌

تعداد صفحات‌

پايه‌

3 سطر

118

اول‌

2 سطر

194

دوم‌

18 سطر (براساس‌ خط‌ نستعليق‌ كتاب‌ فارسي‌ يك‌ صفحه‌ و نصفي‌)

175

سوم‌

نتيجه‌:

با توجه‌ به‌ جدول‌ بالا در كل‌ كتاب‌هاي‌ فارسي‌ دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌ كه‌ مجموعاً557 صفحه‌ مي‌باشد، فقط‌ در حدود دو صفحه‌ مطلب‌ در مورد امام‌(ع) و فرهنگ‌عاشورايي‌ وجود دارد.

سيماي‌ امام‌حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ در كتاب‌هاي‌ تاريخ‌ دورة‌راهنمايي‌ تحصيلي‌

الف‌) تاريخ‌ اول‌ راهنمايي‌

در اين‌ كتاب‌ كه‌ بيشترين‌ مباحث‌ آن‌ (15 درس‌) مربوط‌ به‌ تاريخ‌ ايران‌ باستان‌ (پيش‌از اسلام‌) و 3 درس‌ آن‌ مربوط‌ به‌ تاريخ‌ اسلام‌ است‌، مطلبي‌ در مورد سيماي‌ امام‌حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ درج‌ نگرديده‌ است‌.

ب‌) تاريخ‌ دوم‌ راهنمايي‌

در درس‌ سوم‌ اين‌ كتاب‌ با موضوع‌ «خلافت‌ بني‌ اميه‌ در دمشق‌» به‌ قيام‌ امام‌حسين‌(ع) عليه‌ حكومت‌ يزيد و حماسة‌ عاشورا پرداخته‌ شده‌ است‌. مي‌توان‌ گفت‌ اين‌درس‌ تماماً به‌ امام‌ حسين‌(ع) اختصاص‌ دارد. در اين‌ درس‌ آورده‌ شده‌ است‌:

«... يكي‌ از آخرين‌ اقدامات‌ معاويه‌ اين‌ بود كه‌ فرزندش‌، يزيد را به‌ جانشيني‌ خودتعيين‌ كرد. حسين‌ بن‌ علي‌(ع) امام‌ سوم‌ شيعيان‌ با اين‌ گونه‌ اقدامات‌ معاويه‌ به‌ مخالفت‌برخاست‌.

معاويه‌ در سال‌ 60 هجري‌ مرد و پسرش‌ به‌ جاي‌ او نشست‌. يزيد مردي‌ فاسد، شراب‌خوار و مخالف‌ اسلام‌ بود و امام‌ حسين‌(ع) از همان‌ آغاز، با او به‌ مخالفت‌ برخاست‌، به‌همين‌ جهت‌، يزيد نامه‌اي‌ به‌ حاكم‌ مدينه‌ نوشت‌ و به‌ او دستور داد كه‌ از امام‌ حسين‌(ع)براي‌ اطاعت‌ از يزيد، بيعت‌ بگيرد و اگر بيعت‌ را نپذيرفت‌، او را بكشد. حاكم‌ مدينه‌ در صدداجراي‌ دستور برآمد. در نتيجه‌ امام‌ حسين‌(ع) با خانوادة‌ خود از مدينه‌ به‌ مكه‌ رفتند. باانتشار خبر مرگ‌ معاويه‌ و مخالفت‌ امام‌ حسين‌ با حكومت‌ يزيد، مردم‌ كوفه‌ نامه‌هاي‌فراواني‌ به‌ حضرت‌ نوشتند و از او خواستند به‌ عراق‌ برود امام‌(ع) براي‌ فراهم‌ ساختن‌مقدمات‌ قيام‌ عليه‌ يزيد، پسر عموي‌ خود مسلم‌ بن‌ عقيل‌ را به‌ كوفه‌ فرستاد. در كوفه‌هجده‌ هزار نفر براي‌ خلافت‌ امام‌ حسين‌(ع) با مسلم‌ بيعت‌ كردند. چون‌ يزيد از اين‌ماجرا آگاه‌ شد يكي‌ از فرماندهان‌ حيله‌ گر و بي‌ رحم‌ خود را به‌ نام‌ عبيدالله بن‌ زياد به‌ كوفه‌فرستاد. با ورود عبيدالله بن‌ زياد به‌ كوفه‌ مردم‌ اين‌ شهر ترسيدند و پيمان‌ شكني‌ كردند ومسلم‌ را تنها گذاشتند. عبيدالله نيز مسلم‌ را كه‌ مسلماني‌ شجاع‌ و فداكار بود، دستگير كردو به‌ شهادت‌ رساند. هنگامي‌ كه‌ مردم‌ كوفه‌ با مسلم‌ بيعت‌ كردند، مسلم‌ نامه‌اي‌ به‌ امام‌حسين‌(ع) نوشت‌ و به‌ ايشان‌ اطلاع‌ داد كه‌ به‌ كوفه‌ بيايد.

امام‌(ع) نيز باخانواده‌ و ياران‌ خود به‌ سوي‌ عراق‌ حركت‌ كرد، اما در نزديكي‌ كوفه‌، ازپيمان‌ شكني‌ مردم‌ اين‌ شهر و شهادت‌ مسلم‌ آگاه‌ شد. در اين‌ هنگام‌ به‌ دستور عبيداللهابن‌ زياد شخصي‌ به‌ نام‌ حُرّ، امام‌ حسين‌(ع) و همراهانش‌ را زير نظر گرفته‌ بود.

كمي‌ بعد، عبيدالله بن‌ زياد، عمر بن‌ سعد را به‌ همراه‌ سي‌ هزار نفر به‌ كربلا فرستاد. به‌عمر بن‌ سعد وعده‌ داده‌ بودند كه‌ اگر امام‌ حسين‌(ع) را به‌ شهادت‌ برساند، حكومت‌ ري‌ رابه‌ او خواهد داد (در آن‌ زمان‌ ري‌ از شهرهاي‌ بزرگ‌ و مهم‌ ايران‌ بود)؛ به‌ همين‌ جهت‌، اوامام‌ و يارانش‌ را محاصره‌ كرد و آب‌ را بر روي‌ آنان‌ بست‌. در طول‌ اين‌ مدت‌،امام‌(ع)بارها با لشكر عمر بن‌ سعد كه‌ بيشتر آن‌ها از مردم‌ كوفه‌ بودند، صحبت‌ كرد اما آنان‌ كه‌ دنيادوستي‌ و گناه‌ وجودشان‌ را فراگرفته‌ بود، سخنان‌ امام‌(ع) را نپذيرفتند.

در روز عاشوراي‌ سال‌ 61 هجري‌، در حالي‌ كه‌ تنها 72 تن‌ از ياران‌ امام‌ مانده‌ بودند،جنگ‌ آغاز شد. در آغاز جنگ‌، حرّ كه‌ سخنان‌ امام‌ حسين‌(ع) او را آگاه‌ ساخته‌ بود، به‌امام‌(ع) پيوست‌ و با سپاه‌ يزيد جنگيد تا به‌ شهادت‌ رسيد. جنگ‌ در روز عاشورا از صبح‌تا حدود ظهر به‌ طول‌ انجاميد. سرانجام‌، همة‌ ياران‌ امام‌ حسين‌(ع) كه‌ براي‌ زنده‌ نگاه‌داشتن‌ اسلام‌ دلاورانه‌ نبرد مي‌كردند، به‌ شهادت‌ رسيدند.

در واقعة‌ كربلا، حضرت‌ عباس‌ برادر امام‌ حسين‌ و علي‌ اكبر فرزند آن‌ حضرت‌ به‌شهادت‌ رسيدند. حتي‌ سپاهيان‌ يزيد به‌ علي‌ اصغر، طفل‌ شيرخوارة‌ او نيز رحم‌ نكردند. دراين‌ زمان‌، امام‌ حسين‌(ع) كه‌ همة‌ ياران‌ خود را از دست‌ داده‌ بود يكّه‌ و تنها به‌ سپاه‌دشمن‌ حمله‌ ور شد. سپاهيان‌ يزيد كه‌ از دلاوري‌ و از جان‌ گذشتگي‌ آن‌ حضرت‌ هراسان‌شده‌ بودند، پا به‌ فرار گذاشتند و تنها با دادن‌ كشته‌هاي‌ بسيار توانستند ايشان‌ را به‌شهادت‌ برسانند. امام‌ حسين‌(ع) مظهر شجاعت‌ و ايثار و سرور شهيدان‌ اسلام‌ است‌. آن‌حضرت‌ با تحمل‌ مصيبت‌هاي‌ بسيار و ايثار خون‌ خود، به‌ همگان‌ درس‌ آزادگي‌ وشجاعت‌ آموخت‌ و اسلام‌ را زنده‌ ساخت‌. سپاهيان‌ يزيد، پس‌ از شهادت‌ امام‌(ع) به‌

خانوادة‌ ايشان‌ حمله‌ور شدند و تمامي‌ زنان‌ و كودكان‌ و علي‌ بن‌ حسين‌(ع)، امام‌ چهارم‌شيعيان‌ را كه‌ در بستر بيماري‌ بود، به‌ اسارت‌ گرفتند و به‌ شام‌ نزد يزيد فرستادند.

يزيد شهادت‌ امام‌ حسين‌(ع) و ياران‌ فداكارش‌ را نشانة‌ پيروزي‌ بني‌اميه‌ برخاندان‌پيامبر مي‌دانست‌ و از پيروزي‌ ظاهري‌ خود به‌ شدت‌ خوش‌ حال‌ بود. اما حضرت‌زينب‌3 و امام‌ سجاد(ع) در دمشق‌ با سخنراني‌هاي‌ كوبنده‌، حقيقت‌ واقعة‌ كربلا وچهرة‌ واقعي‌ حكومت‌ يزيد را روشن‌ كردند. به‌ دنبال‌ اين‌ واقعة‌ و روشنگري‌هاي‌ خاندان‌علي‌(ع)، مسلمانان‌ از ستم‌ بني‌ اميه‌ آگاه‌ شدند و در عراق‌ و ايران‌ و مكه‌ و مدينه‌ عليه‌آنان‌ به‌ پا خاستند چندي‌ بعد بني‌ اميه‌ امام‌ سجاد(ع) را نيز به‌ شهادت‌ رساند.

«...از مهمترين‌ علل‌ سقوط‌ بني‌ اميه‌، قيام‌ امام‌ حسين‌(ع) بود كه‌ با شهادت‌ خود،امويان‌ را رسوا ساخت‌ و چهرة‌ ضد اسلامي‌ آنان‌ را بر همگان‌ آشكار كرد.»

ج‌) تاريخ‌ سال‌ سوم‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌

در درس‌ سيزدهم‌ اين‌ كتاب‌ با موضوع‌ «نهضت‌ اسلامي‌ ايران‌ چگونه‌ شكل‌ گرفت‌؟»،در مورد عاشوراي‌ سال‌ 42 و اقدامات‌ ساواك‌ و سخنراني‌ امام‌ خميني‌1 در اين‌ روزمطالبي‌ به‌ شرح‌ ذيل‌ آورده‌ شده‌ است‌:

«...با فرا رسيدن‌ ماه‌ محرم‌ سال‌ 1342 ه.ش‌، امام‌ به‌ سخنرانان‌ مذهبي‌ رهنمود دادندكه‌ بايد سكوت‌ در مقابل‌ رژيم‌ شاه‌ را بشكنند. امام‌ همچنين‌ خطر اسرائيل‌ و عمال‌ آنان‌ رابه‌ مردم‌ تذكر دادند و از مصيبت‌هايي‌ كه‌ بر سر اسلام‌ وارد شده‌ است‌، سخن‌ گفتند. درهمين‌ زمان‌ ساواك‌ روز نهم‌ محرم‌ (تاسوعا) عده‌اي‌ از سخنرانان‌ مذهبي‌ را احضار كرد وبا تهديد بسيار به‌ آنان‌ گوشزد كرد كه‌ تنها در صورتي‌ اجازه‌ دارند در مجالس‌ عزاداري‌سخنراني‌ كنند كه‌ سه‌ شرط‌ زير را بپذيرند:

1ـ عليه‌ اسرائيل‌ مطلبي‌ نگويند. 2ـ عليه‌ شخص‌ اول‌ مملكت‌ يعني‌ شاه‌ سخني‌نگويند.

3ـ مرتب‌ به‌ گوش‌ مردم‌ نخوانند كه‌ اسلام‌ در خطر است‌.

با همة‌ كنترل‌هاي‌ شديد پليسي‌ و امنيتي‌ حكومت‌، روز عاشورا جمعيت‌ بسياري‌ ازمردم‌ تهران‌ به‌ خيابان‌ها ريختند و به‌ طرف‌ دانشگاه‌ حركت‌ كردند و از آنجا تا مقابل‌ كاخ‌مرمر پيش‌ رفتند و شعار مرگ‌ بر ديكتاتور را سر دادند.

«...در روز عاشورا مردم‌ شهرهاي‌ مختلف‌ كه‌ به‌ قصد زيارت‌ به‌ قم‌ آمده‌ بودند با طلاب‌و روحانيون‌ و گروه‌ زيادي‌ از مردم‌ اين‌ شهر، براي‌ شنيدن‌ سخنان‌ امام‌ خميني‌ در مدرسة‌فيضيه‌ و صحن‌هاي‌ حضرت‌ معصومه‌3 و ميدان‌ آستانه‌ اجتماع‌ كردند... اثرات‌ كوبندة‌سخنراني‌ امام‌ در روز عاشورا سبب‌ شد كه‌ رژيم‌ تصميم‌ به‌ دستگيري‌ ايشان‌ بگيرد.»

همچنين‌ در درس‌ پانزدهم‌ اين‌ كتاب‌ با موضوع‌ «انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ (2)» به‌راهپيمايي‌هاي‌ تاسوعا و عاشوراي‌ سال‌ 57 اشاره‌ گرديده‌ است‌:

«... فرارسيدن‌ ماه‌ محرم‌ به‌ مبارزه‌، انگيزه‌ و تحرك‌ بيشتري‌ مي‌داد. به‌ همين‌ دليل‌راهپيمايي‌هاي‌ تاسوعا و عاشوراي‌ سال‌ 57 يكي‌ از عظيم‌ترين‌ اجتماعات‌ مردمي‌ درطول‌ تاريخ‌ بود.»

جدول‌ شمارة‌ 3: ميزان‌ ترسيم‌ سيماي‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ دركتب‌ تاريخ‌ دورة‌

راهنمايي‌ تحصيلي‌

تعداد سطرهاي‌ مربوط‌ به‌ امام‌ حسين‌(ع‌) و فرهنگ‌ عاشورايي‌

تعداد صفحات‌

پايه‌

هيچ‌ مطلبي‌ در مورد امام‌ حسين‌(ع‌) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ مشاهده‌ نشد.

91

اول‌

45 سطر (سه‌ صفحه‌)

66

دوم‌

20 سطر (يك‌ صفحه‌)

98

سوم‌

نتيجه‌:

با توجه‌ به‌ جدول‌ بالا در كل‌ كتاب‌هاي‌ تاريخ‌ دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌ كه‌ مجموعاً255 صفحه‌ مي‌باشد، فقط‌ 4 صفحه‌ مطلب‌ در مورد امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌عاشورايي‌ درج‌ گرديده‌ است‌.

لازم‌ به‌ ذكر است‌ كه‌ در كتاب‌ دوم‌ راهنمايي‌ دو عكس‌ در رابطة‌ با امام‌ حسين‌(ع) وفرهنگ‌ عاشورايي‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌ است‌.

سيماي‌ امام‌حسين‌(ع)و فرهنگ‌ عاشورايي‌ در كتاب‌هاي‌ تعليمات‌ اجتماعي‌دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌

الف‌ ـ تعليمات‌ اجتماعي‌ سال‌ اول‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌

در درس‌ چهاردهم‌ اين‌ كتاب‌ با موضوع‌ «هدف‌ از تشكيل‌ گروه‌ محلّي‌ چيست‌؟» درمورد كاركردهاي‌ گروه‌هاي‌ محلي‌ مطالبي‌ را ذكر گرديده‌ و در قسمتي‌ از آن‌ به‌ عزاداري‌ درايام‌ محرم‌ اشاره‌ شده‌ است‌:

«شما در محله‌ خود با ساير هم‌ محلي‌ها به‌ فعاليت‌هاي‌ مشتركي‌ مي‌پردازيد. برگزاري‌جشن‌ دهة‌ فجر يا نيمه‌ شعبان‌، ايجاد هيئت‌هاي‌ مذهبي‌، درست‌ كردن‌ تكيه‌ و بر پايي‌عزاداري‌ در ايام‌ محرم‌ و... از جملة‌ اين‌ فعاليت‌ هاست‌.»

ب‌ ـ تعليمات‌ اجتماعي‌ سال‌ دوم‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌

در اين‌ كتاب‌ كه‌ به‌ معرفي‌ و شناخت‌ بعضي‌ از مؤسسه‌ها از قبيل‌ مدرسه‌، بانك‌،شهرداري‌، راهنمايي‌ و رانندگي‌، پست‌، جمعيت‌ هلال‌ احمر و بيمه‌ پرداخته‌ شده‌ است‌،هيچ‌ مطلبي‌ در مورد امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ مشاهده‌ نشد.

ج‌ ـ تعليمات‌ اجتماعي‌ سال‌ سوم‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌

در اين‌ كتاب‌ كه‌ به‌ مباحث‌ حكومت‌ و اركان‌ حكومت‌ در جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ ورابطة‌ مردم‌ با حكومت‌ پرداخته‌ شده‌ است‌، هيچ‌ مطلبي‌ در مورد امام‌ حسين‌(ع) وفرهنگ‌ عاشورايي‌ ديده‌ نشد.

جدول‌ شمارة‌ 4: ميزان‌ ترسيم‌ سيماي‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ در كتب‌اجتماعي‌ دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌

تعداد سطرهاي‌ مربوط‌ به‌ امام‌ حسين‌(ع‌) و فرهنگ‌ عاشورايي‌

تعداد صفحات‌

پايه‌

3 سطر

86

اول‌

هيچ‌ مطلبي‌ در مورد امام‌ حسين‌(ع‌) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ مشاهده‌ نگرديد. سوم‌80هيچ‌ مطلبي‌ در مورد امام‌ حسين‌(ع‌) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ مشاهده‌ نگرديد.

100

دوم‌

نتيجه‌:

با توجه‌ به‌ جدول‌ بالا در كل‌ّ كتاب‌هاي‌ تعليمات‌ اجتماعي‌ دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌ كه‌مجموعاً 266 صفحه‌ مي‌باشد، فقط‌ حدود يك‌ هفتم‌ صفحه‌ (3 سطر) مطلب‌ در مورد امام‌حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ درج‌ گرديده‌ است‌.

نتيجه‌گيري‌:

1ـ بر اساس‌ يافته‌هاي‌ علم‌ روان‌شناسي‌، و الگو پذيري‌ در دورة‌ نوجواني‌ داراي‌ اهميت‌خاصي‌ است‌. شخص‌ در اين‌ دوره‌ سعي‌ مي‌كند با شخص‌ يا اشخاصي‌ كه‌ به‌ نظرش‌شخصيت‌ قابل‌ قبول‌ دارند، رابطه‌ رضايت‌ بخش‌ برقرار كند و خود را همانند آن‌ فرد ياافراد سازند و نگرش‌ها، ويژگي‌هاي‌ رفتاري‌ و هيجان‌هاي‌ آن‌ فرد يا اشخاص‌ را براي‌ خودالگو قرار دهد. لذا نوجوان‌ در دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌ شديداً به‌ دنبال‌ «الگوها وسرمشق‌هاي‌» ايده‌ آل‌ خود مي‌گردد. كتاب‌هاي‌ درسي‌ با عنوان‌هاي‌ مختلف‌ يكي‌ ازمؤثرترين‌ راه‌ها براي‌ رسيدن‌ به‌ الگوها و سرمشق‌هاي‌ مطلوب‌ مي‌باشد. ولي‌ از تمام‌ظرفيت‌هاي‌ بالقوه‌ اين‌ كتاب‌ها براي‌ الگو سازي‌ بهره‌ برده‌ نشده‌ است‌.

2ـ در حدود 12 بند از 105 بند اهداف‌ دروة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌ كه‌ در 8 فصل‌ تدوين‌گرديده‌ است‌، در قسمت‌ اهداف‌ اعتقادي‌، اخلاقي‌، سياسي‌ و اجتماعي‌ بطور مستقيم‌ وغير مستقيم‌ با موضوع‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ ارتباط‌ دارد. مديران‌ و برنامه‌ريزان‌ و افراي‌ كه‌ در تعليم‌ و تربيت‌ دانش‌آموزان‌ نقشي‌ بر عهده‌ دارند، مكلفند در برنامه‌ريزي‌ امور سازماندهي‌ فعاليت‌ها و انجام‌ وظايف‌ مربوط‌ به‌ گونه‌اي‌ اقدام‌ كنند كه‌ تا پايان‌دورة‌ تحصيلي‌ دستيابي‌ دانش‌آموزان‌ به‌ اهداف‌ تعيين‌ شده‌ ممكن‌ باشد، ولي‌ عملاً درتدوين‌ كتاب‌هاي‌ درسي‌ در مورد امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ چنين‌ به‌ نظرنمي‌رسد.

3 ـ در كتاب‌هاي‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ و تعليمات‌ ديني‌ دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌ كه‌مجموع‌ 330 صفحه‌ مطلب‌ تدوين‌ گرديده‌ است‌، فقط‌ يك‌ صفحه‌ و نصفي‌ به‌ امام‌حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌.

در كتاب‌هاي‌ فارسي‌ اين‌ دوره‌ از مجموع‌ 557 صفحه‌ مطلب‌. فقط‌ حدود 2 صفحه‌مطلب‌ و در كتب‌ تاريخ‌ اين‌ دوره‌ در 255 صفحه‌ مطلب‌، فقط‌ 4 صفحه‌ مطلب‌ و در كتب‌تعليمات‌ اجتماعي‌ اين‌ دوره‌ از مجموع‌ 266 صفحه‌، فقط‌ يك‌ هفتم‌ صفحه‌ به‌ امام‌حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌.

4ـ با توجه‌ به‌ نقش‌ الگويي‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ از تمام‌ جهات‌اعتقادي‌، اخلاقي‌، سياسي‌، نظامي‌، تربيتي‌، احساسي‌، عرفاني‌، فرهنگي‌، اقتصادي‌،عبادي‌ و... نه‌ تنها براي‌ مسلمانان‌ و شيعيان‌ بلكه‌ براي‌ غير مسلمانان‌ و تمام‌ بشريت‌؛متأسفانه‌ سيماي‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ در كتب‌ درسي‌ دروة‌ راهنمايي‌بسيار كم‌ رنگ‌ ترسيم‌ گرديده‌ است‌ و حتي‌ نه‌ تنها در حد اهداف‌ تعيين‌ شده‌ براي‌ اين‌دوره‌هاي‌ تحصيلي‌ نمي‌باشد، بلكه‌ بسيار هم‌ از اين‌ اهداف‌ دور مي‌باشد.

پيشنهادها

1ـ با توجه‌ به‌ اهداف‌ تعيين‌ شده‌ براي‌ دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌ و نقش‌ بنيادي‌ وكليدي‌ الگو بودن‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ براي‌ بشريت‌، كتاب‌هاي‌ درسي‌ باتأكيد بيشتر بر روي‌ سيماي‌ امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ مورد بازنگري‌ جدي‌ واصولي‌ قرار گيرد.

2 ـ با كمي‌ دقت‌ و تأمل‌ و بررسي‌ در تاريخ‌، سخنان‌ و سيرة‌ رفتاري‌ و عملي‌ امام‌حسين‌(ع)؛ مي‌توان‌ انبوهي‌ از مطالب‌ زيبا و گوناگون‌، هماهنگ‌ با موضوعات‌سرفصل‌هاي‌ كتاب‌هاي‌ درسي‌ دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌ را مشاهده‌ نمود كه‌ با كمي‌ ذوق‌ وهنر مي‌توان‌ از آنها استفاده‌ نمود.

براي‌ مثال‌ در كتاب‌هاي‌ تعليمات‌ اجتماعي‌ دورة‌ راهنمايي‌ كه‌ سيماي‌ امام‌حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ در آن‌ بسيار كم‌ رنگ‌ و ناچيز ترسيم‌ شده‌ است‌، مي‌توان‌در رابطه‌ با خانواده‌، گروه‌ها، وظايف‌ گروه‌ها، مشورت‌، رهبري‌، مقاومت‌ در مقابل‌سختي‌ها، از خودگذشتگي‌ و... مطالب‌ بسياري‌ در سيره‌ و رفتار و سخنان‌ امام‌ حسين‌(ع)مشاهده‌ نمود.

3ـ در كتاب‌هاي‌ فارسي‌ اين‌ دورة‌ كه‌ فصل‌ اول‌ هر سه‌ پايه‌ به‌ درج‌ مطالبي‌ در مورداسلام‌ و انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌، مي‌توان‌ مطالبي‌ در مورد نقش‌ وتأثير امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌ عاشورايي‌ در رهبري‌ انقلاب‌ حضرت‌ امام‌ خميني‌1 وهمچنين‌ مردم‌ متدين‌ ايران‌، جايگزين‌ گردد. همچنين‌ در فصل‌ «جلوه‌هاي‌ زندگي‌»،«اخلاق‌» و «مردم‌شناسي‌» مطالب‌ بسيار جالب‌ و متنوعي‌ از امام‌ حسين‌(ع) و فرهنگ‌عاشورايي‌ و آداب‌ و رسوم‌ و فرهنگ‌ مردم‌ در اين‌ موارد مي‌توان‌ ذكر نمود.

4 ـ در كتب‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ و تعليمات‌ ديني‌ دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌ در بخش‌هاي‌توحيد، معاد، نبوت‌، امامت‌، احكام‌ و عبادات‌، برنامه‌هاي‌ سياسي‌ و اجتماعي‌ و تربيتي‌اسلام‌ و نظام‌ حكومت‌ اسلامي‌ و... مطالب‌ انبوهي‌ از سخنان‌ و سيره‌ و رفتار عملي‌ امام‌حسين‌(ع) را مي‌توان‌ ذكر نمود.

منابع‌:

1ـ امام‌ خميني‌، روح‌ا...: «صحيفة‌ نور»، (انتشارات‌ وزارت‌ ارشاد اسلامي‌، بهمن‌ماه‌1361).

2 - افروز، غلامعلي‌: «روان‌شناسي‌ تربيتي‌»، (انتشارات‌ انجمن‌ اولياء و مربيان‌جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌، چاپ‌ سوم‌، پاييز 1375).

3 ـ احمدي‌، علي‌ اصغر: «نشريه‌ پيوند»، (انتشارات‌ انجمن‌ اولياء و مربيان‌ جمهوري‌اسلامي‌ ايران‌، شماره‌ 271، ارديبهشت‌ماه‌ 1381).

4 ـ اصفهاني‌، راغب‌: «المفردات‌»، (دار القلم‌ و دارالشامية‌، دمشق‌ و بيروت‌، چاپ‌ اول‌1412ه و 1992 م‌).

5 ـ اميني‌، ابراهيم‌ و موسوي‌ حسيني‌، سيدعلي‌ اكبر: «فرهنگ‌ اسلامي‌ و تعليمات‌ديني‌ اول‌ راهنمايي‌»، (شركت‌ چاپ‌ ونشر كتاب‌هاي‌ درسي‌ ايران‌، 1381).

6 ـ «فرهنگ‌ اسلامي‌ و تعليمات‌ ديني‌ دوم‌ راهنمايي‌»، (شركت‌ چاپ‌ و نشر كتاب‌هاي‌درسي‌ ايران‌، 1381).

7 ـ «فرهنگ‌ اسلامي‌ و تعليمات‌ ديني‌ سوم‌ راهنمايي‌»، (شركت‌ چاپ‌ و نشركتاب‌هاي‌ درسي‌ ايران‌، 1381).

8 ـ باقري‌، خسرو: «نگاهي‌ دوباره‌ به‌ تربيت‌ اسلامي‌»، (انتشارات‌ مدرسه‌، چاپ‌ دوم‌،زمستان‌ 1370).

9 - تقي‌ زاده‌ اكبري‌، علي‌: «عوامل‌ معنوي‌ و فرهنگي‌ دفاع‌ مقدس‌»، (انتشارات‌ مركزتحقيقات‌ نمايندگي‌ ولي‌ فقيه‌ در سپاه‌، ج‌ 1 تابستان‌ 1380).

10 ـ خادمي‌، عين‌ا...: «بررسي‌ عوامل‌ مؤثر بر دروني‌ كردن‌ ارزش‌هاي‌ اسلامي‌ در...»،(سازمان‌ آموزش‌ و پرورش‌ قم‌.

11 ـ خيرانديش‌، عبدالرسول‌ و عباسي‌، جواد و جواديان‌، مسعود: «تاريخ‌ اول‌راهنمايي‌»، (شركت‌ چاپ‌ و نشر كتاب‌هاي‌ درسي‌ ايران‌، 1381).

12 ـ «تاريخ‌ دوم‌ راهنمايي‌»، (شركت‌ چاپ‌ و نشر كتاب‌هاي‌ درسي‌ ايران‌، 1381).

13 ـ «تاريخ‌ سوم‌ راهنمايي‌»، (شركت‌ چاپ‌ و نشر كتاب‌هاي‌ درسي‌ ايران‌، 1381).

14 ـ دشتي‌، محمد: «فرهنگ‌ سخنان‌ امام‌ حسين‌(ع‌)»، (انتشارات‌ اميرالمؤمنين‌ (ع‌)،چاپ‌ اول‌، بهار 1381).

15 ـ دبس‌، موريس‌: «مراحل‌ تربيت‌»، ترجمه‌ علي‌ محمد كاردان‌، (دانشگاه‌ تهران‌،چاپ‌ ششم‌، آبان‌ 2536 خورشيدي‌).

16 ـ رحيم‌ پور ازغدي‌، حسن‌: «روزنامه‌ ابرار»، (شماره‌ 4075، چهارشنبه‌ 27 آذرماه‌1381).

17 ـ رضايي‌ اصفهاني‌، محمدعلي‌: «آموزه‌هاي‌ تربيتي‌ عاشورا»، (انتشارات‌ شهيدمسلم‌، چاپ‌ اول‌، زمستان‌ 1379).

18 ـ رسولي‌ محلاتي‌، سيدهاشم‌: «زندگاني‌ امام‌ حسين‌(ع‌)»، (انتشارات‌ دفتر نشرفرهنگ‌ اسلامي‌، چاپ‌ سوم‌، 1375).

19 ـ رشيدپور، مجيد: «نشريه‌ پيوند»، (شمارة‌ 2685، انتشارات‌ انجمن‌ اولياء و مربيان‌جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌، بهمن‌ماه‌ 1380).

20 ـ سميعي‌ گيلاني‌، احمد و حداد عادل‌، غلامعلي‌ و شريعت‌، محمدجواد و وزيرنيا،سيما: «فارسي‌ اول‌ راهنمايي‌»، (شركت‌ چاپ‌ و نشر كتاب‌هاي‌ درسي‌ ايران‌، 1381).

21 ـ «فارسي‌ دوم‌ راهنمايي‌»، (شركت‌ چاپ‌ و نشر كتاب‌هاي‌ درسي‌ ايران‌، 1381).

22 ـ «فارسي‌ سوم‌ راهنمايي‌»، (شركت‌ چاپ‌ و نشر كتاب‌هاي‌ درسي‌ ايران‌، 1381).

23 ـ صالح‌ مدرسه‌اي‌، عباس‌: «دانستني‌هاي‌ عاشورا»، (انتشارات‌ پيام‌ آزادي‌، چاپ‌دوم‌، زمستان‌ 1378).

24 ـ عزيزي‌، عباس‌: «در فضائل‌ و سيرة‌ امام‌ حسين‌(ع) در كلام‌ بزرگان‌»،(انتشارات‌صلاة‌، پاييز 1381).

25 ـ كارشناسي‌ آموزش‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌ سازمان‌ آموزش‌ و پرورش‌ قم‌: «اهداف‌دورة‌ راهنمايي‌ تحصيلي‌»، (سازمان‌ آموزش‌ و پرورش‌ قم‌، آبان‌ماه‌ 1381).

26 ـ مقام‌ معظم‌ رهبري‌، «مدظله‌ العالي‌»: «روزنامه‌ كيهان‌»، (شمارة‌ 14522، 23تيرماه‌ 1371).

27 ـ ملكي‌، حسن‌ و انتظاري‌، علي‌ و ناصري‌، محمد مهدي‌: «تعليمات‌ اجتماعي‌ اول‌راهنمايي‌»، (شركت‌ چاپ‌ و نشر كتاب‌هاي‌ درسي‌ ايران‌، 1381).

28 ـ «تعليمات‌ اجتماعي‌ دوم‌ راهنمايي‌»، (شركت‌ چاپ‌ و نشر كتاب‌هاي‌ درسي‌ايران‌، 1381).

29 ـ «تعليمات‌ اجتماعي‌ سوم‌ راهنمايي‌»،(شركت‌ چاپ‌ و نشر كتاب‌هاي‌ درسي‌ايران‌، 1381).

30 ـ مركز تحقيقات‌ باقر العلوم‌(ع): «موسوعه‌ كلمات‌ امام‌ حسين‌(ع)»، (انتشارات‌الهادي‌، چاپ‌ اول‌، دي‌ماه‌ 1373).

31 ـ محدثي‌، جواد: «پيام‌هاي‌ عاشورا، پژوهشكده‌ تحقيقات‌ اسلامي‌ نماينده‌ ولي‌فقيه‌ در سپاه‌، 1377).

32 ـ محمدي‌ اشتهاردي‌، محمد: «امام‌ حسين‌(ع) خورشيد انقلاب‌»، (انتشارات‌پيام‌ آزادي‌، پاييز 1364).